الشيخ فاضل اللنكراني
236
اخلاق فاضل (فارسى)
مهم آن است كه انسان جايگاه هر چيزى را بشناسد و تشخيص دهد . آيا مسألهء غيبت مهمتر است يا يك نظر به نامحرم ؟ ! پس چرا گناهِ نظر به نامحرم اين قدر ميان ما بزرگ و با اهميّت است ؛ ولى غيبت چنين اهميتى ندارد ؟ ! اين روايت نيز در حقيقت ناظر به اين معنا است و مىفرمايد : برخى افراد نسبت به نقل و قرائت كتاب خداوند متعال حساسيت خاصى دارند كه اگر كسى يك اعراب آن را زير و رو كند ، داد و فرياد مىكنند ؛ امّا وقتى نوبت به عمل به دستورات قرآن در صحنهء زندگى مىرسد ، در تزاحم منافع زندگى با عمل به قرآن ، از عمل به آن سرباز مىزنند و آن را توجيه مىكنند و تا آنجا كه بتوانند به كتاب خداى متعال خيانت مىكنند . مثل رژيم طاغوت كه قرآن را با بهترين خط ، بهترين چاپ ، بهترين تصحيح و جلد چاپ مىكرد ؛ اما تيشه به ريشهء قرآن مىزد و مىگفت : روح اسلام آن چيزى است كه من درك مىكنم . اگر طاغوت دو سه سال ديگر مانده بود ، يقين داشته باشيد كه يك رسالهء عمليه هم مىنوشت و مىگفت : مردم بايد طبق اين رساله عمل كنند ؛ چراكه من بهتر از روحانيت روح قرآن را درك مىكنم . حضرت در ادامه مىفرمايد : « فَالْعُلَمَاءُ يَحْزُنُهُمْ تَرْكُ الرِّعَايَهءِ وَالْجُهَّالُ يَحْزُنُهُمْ حِفْظُ الرِّوَايَهءِ » ؛ آنچه علما را دچار حزن و اندوه مىكند آن است كه قرآن كمتر رعايت شده و كمتر به آن عمل مىشود ؛ امَا وقتى به جهّال مراجعه مىكنى ترك « حِفْظُ الرِّوَايَهءِ » موجب ناراحتىشان شده و مىگويند : چرا قرآن را حفظ نيستيد ؟ ! چرا زير و زبر آن را درست و آنگونه كه بايد باشد نمىدانيد ؟ ! چرا با قرائت قرآن آن طورى كه نازل شده آشنا نيستند ؟ ! اما نسبت به عمل به قرآن و بىاعتنايى به آن هيچ احساس نگرانى و ناراحتى نمىكنند . در حقيقت اين علما هستند كه موقعيت قرآن را درك مىكنند . آنان مىدانند كه اين كتاب ، كتاب عمل است ؛ كتابى است كه بايد در شئون مختلف زندگى از آن استفاده